![]() |
مطالبی در زمینه برق و کامپیوتر
|
|
حفاظت کاتدیک 2 cathodic protection طراحي بستر آندي و نصب ايستگاه حفاظت:
جهت طراحي يک بستر آندي مناسب مي بايستي فاکتورهاي ذيل را مد نظر قرار داد. 1- مقدار ضريب مقاومت خاک( برحسب Ω.cm) 2- وجود شبکه هاي فلزي که در حيطه موثر بستر آندي واقع گرديده اند. 3- فاصله بستر آندي تا لوله و ديگر قطعاتي که جداگانه حفاظت مي گردند. 4- موجوديت برق مستقيم جهت اعمال جريان حفاظتي 5-بررسي لجستيکي به لحاظ موقعيت قطعات ودستگاه هايي که مي بايست حفاظت گردند. همچنين در مورد پياده سازي يک ايستگاه نکات زير بايد تعيين شود: 1- انتخاب دانستيه جريان لازم 2- محاسبه سطح فولادي که مي خواهيم حفاظت کاتدي گردد. 3- محاسبه جريان مورد نياز 4- محاسبه مجموع آند هاي مورد نياز براي ضمانت يک عمر مورد نياز مثلا 20 سال 5- محاسبه مقاومت کل مدار شامل مقاومت آند ها نسبت به الکتروليت ، مقاومت کابل هاي استفاده شده و مقاومت سازه به الکتروليت و مقاومت الکتروليت 6-محاسبه سايز رکتيفاير مورد نياز بعد از محاسبات لازم بر طبق اصول بالا ، مکان دقيق حفره مشخص مي شود ، اولين مرحله در ايجاد حفره عمليات حفاري است ، هر چه مکان حفره دورتر از خط لوله باشد طول بيشتري از لوله مورد حفاظت قرار ميگيردبه طور معمول بين حفره تا خط لوله 100تا 200متر فاصله است . ( شكل 11 )
شكل 11- مشكلات بوجود آمده در صورتي كه آند به حفره نزديك باشد
بستر آندي مي تواند به سه صورت طراحي شود . که هر کدام مزايا و معايبي دارند . درحالت اول بستر موازي با خط لوله است و در حالت دوم بستر عمود بر لوله مي باشد حالت سوم نيز ترکيبي از دو حالت بالا است . که مزاياي حالت سوم بيشتر است و معمولا حفره را به صورت زاويه دار طراحي مي کنند . درحقيقت در حالت اول مصرف آندها زياد است و همان طور که در شکل 12 آمده است گراديان هاي جريان تمرکز بيشتري در ناحيه آند دارند . شكل 12 - گراديان جريان در يك بستر موازي
با توجه به تعداد آند مورد نياز براي هر حفره طول حفره محاسبه شده و عمليات حفاري آغاز مي شود ، عمق حفره نيز با توجه به عمق لوله دفن شده محاسبه مي شودکه اين عمق به ارتفاع ميانگين 2 متر مي باشد .درانتهاي حفاري در حقيقت حفره مورد نظر داراي طول 20 و عرض 1 و ارتفاع 2 متر مي باشد . که در اين حفره مي توان حدود 20 آند قرار داد . بعد از اتمام عمليات حفاري در کف بستر مخلوطي از کک ، نمک ، کچ، و آهک اضافه مي کنند تاحفره خصوصيات لازم را براي هدايت بهتر جريان پيدا کند. درحقيقت نمک باعث پيدا شدن خاصيت اسيدي ، آهک باعث خاصيت قليايي و وجود گچ نيز باعث جذب رطوبت مي شود . سپس بر روي اين بستر کک با دانه بندي خاص اضافه شده و آنرا به خوبي مي کوبند تا هيچ حفره اي در آن باقي نماند. کابل برق را به حالت حلقه در آورده و آندها را به طور يکي در ميان به دو طرف حلقه متصل مي کنند ، اتصال کابل آندها به کابل اصلي توسط سل پک (Cell Pack )انجام مي شود . درون سل پک با يک ماده آلي پر شده تا هيچ گونه نشست جريان نداشته باشيم .( شكل 13 ) اگر جريان از اتصالات نشت پيدا كند باعث سولفاته شدن و بعد قطع جريان مي شود .
شكل 13 - Cell Pack
آندها را به طور عمودي در حفره طوري قرار مي دهند که فاصله بين هر دو آند برابر طول خود آند باشد . سپس روي آندها را دوباره کک ريخته و يک لوله با چند منفذ ورودي را روي آنها قرار داده تا گازهاي توليدي حفره به راحتي خارج شوند. سپس روي حفره را با خاک مي پوشانند. لازم به ذکر است که در پالايشگاهها که يک مجموعه بايد حفاظت شود و فضاي لازم را نداريم از چاهک آندي استفاده مي شود يعني با شرايط گفته شده يک چاه احداث مي شود و آندها به طور زنجير وار و عمودي درون آن قرار مي گيرند . ديگر تجهيزات لازم براي يک ايستگاه حفاظت کاتدي عبارت از يک ترانسفورماتور Dc است. درحقيقت کابل خروجي از حفره به رکتيفاير متصل مي شود .ولتاژ و جريان مورد نياز بستر توسط رکتيفاير تنظيم مي شود. شكل14 - نمايي شماتيك از يك سيستم حفاظت كاتدي مطابق جدول2 از آندهاي بسياري مي توان استفاده کرد ؛ در حفاظت کاتدي فاکتورهاي عمر مفيد و هزينه تعيين کننده است . در حفاظت خطوط لوله از آند هاي گرافيتي استفاده مي شود، اما در سال هاي اخير نيز استفاده از آهن قراضه به عنوان آند متداول شده است.
جدول2- انواع آند با جريان خارجي براي حفاظت كاتدي
نظارت بر سيستم حفاظت کاتدي: برخلاف ديگر روش هاي جلوگيري از خوردگي که نياز به نظارت نداشتند و يک بار اعمال مي شدند . حفاظت کاتدي نياز به نظارت دائمي دارد که اين نظارت در دو حوزه اساسي دنبال مي شود . حوزه اول شامل بررسي و چک کردن و مراقبت از سخت افزار سيستم است و حوزه دوم عبارت است از اندازه گيري و بررسي پتانسيل خط لوله نسبت به زمين
طبق دياگرام ايوانز خطوط لوله که در تماس با خاک قرار دارند چنانچه به پتانسيل 0.85- نسبت به الکترود مقايسه مس- سولفات مس پلاريزه گردند ، محافظت خواهند شد. براي اينکه بتوان در تمامي قسمت هاي خط لوله اين پتانسيل را اندازه گرفت و از صحت آن مطلع شده بر روي خط لوله در هر km 2 يک تست پوينت قرار گرفته است. در حقيقت هر تست پوينت به منزله يک ترمينال براي اندازه گيري پتانسيل خط لوله نسبت به زمين است . ( شكل 15)
شكل 15- تست پوينت هاي طراحي شده در حقيقت يک سر کابل فولادي به لوله جوش داده شده و سر ديگر آن بر روي مارکر نصب مي شود. به دليل پديده افت ولتاژ روي خطوط لوله معمولا ولتاژ اعمالي روي لوله در هر ايستگاه بيشتر از مقدار v 0.85- است . اين ولتاژ بايد طوري انتخاب شود تا دور ترين نقاط لوله نسبت به ايستگاه حفاظت کاتدي از ناحيه حفاظت خارج نشوند و ولتاژ آنها بالاتر از v 0.85-قرار گيرد. مقدار ولتاژ اعمالي در هر ايستگاه با توجه به شرايطي که در بخش گذشته ذکر شد متغير است . ولي معمولا سعي بر اين است که ولتاژ اعمالي v2/1 باشد . تا با توجه به پديده افت ولتاژ دورترين نقاط داراي پتانسيل بالاتر از v 0.85- باشند. درصورتي که ولتاژ اعمالي به خط لوله بالاتر از v 8/1 شود . پديده حفاظت پيش از حد ( Over Protection) اتفاق خواهد افتاد. محافظت بيش از حد باعث: 1-مصرف بيش از حد آندها 2- متصاعد شدن هيدروژن از خط لوله که باعث تاول زدن و تورم وجدايش پوشش هاي آلي و شکنندگي فولاد مي شود. 3- کاهش قابليت انعطاف پذيري 4- ترک خوردن هيدروژني ايستگاه هاي حفاظت کاتدي در سال 2تا 3 بار چک مي شوند و صحت آنها از نظر کارکرد مورد بررسي قرار مي گيرد .در هر بازديد مقدار ولتاژ و جريان اعمالي اندازه گيري و ثبت مي شود. در صورت هرگونه اخلال ، عمليات عيب يابي و تعمير صورت مي پذيرد. ( شكل 16 ) مقدار پتانسيل خط لوله نسبت به زمين هم به طور ماهانه اندازه گيري مي شود . سپس نمودارپتانسيل نسبت به فاصله از بستر آندي رسم خواهد شد. اين نمودار به صورت لگاريتمي بوده و هر چه شيب آن کمتر باشد نمايانگر محافظت بهتر خواهد بود. بديهي است که فاصله نقاط اندازه گيري شده km 2 است . نمودار رسم شده با نمودار هاي قبلي مقايسه شده و هر گونه تغيير بيانگر اخلال در سيستم حفاظت کاتدي است . هر گونه افت در پتانسيل بدين معني است که پوشش از بين رفته و بايد اقدامات لازم صورت پذيرد . به همين منظور جداولي طراحي شده که با توجه به شواهد و داده ها مي توان نوع عيب در سيستم حفاظت کاتدي را تعيين و رفع نمود. درهنگام بازرسي ايستگاه ها در مناطقي که خاک مقاومت بسيار بالايي دارد و امکان حفاظت به طور کامل وجود ندارد در فصول خشک سال معمولا بر روي حفره آندي آب اضافه مي کنند تا مقاومت خاک کاهش يافته و انتقال جريان صورت پذيرد.
شكل 16 - ثبت اطلاعات ركتيفاير آندهاي فدا شونده : در بخش هايي كه امكان ايجاد ايستگاه حفاظت كاتدي وجود ندارد از اين روش براي حفاظت استفاده مي شود . به طور مثال در بخش هايي كه شبكه برق وجود ندارد و يا مسير هاي كوتاه و يا تجهيزات موقت . در اين روش به شيوه يك پيل گالوانيك و با استفاده از جدول استاندارد الكترو شيميايي (e.m.f ) و با اتصال فلزات منفي تر در جدول باعث تبديل شدن خط لوله به قطب كاتد و فلز متصل شده به عنوان قطب آند ، فلز منفي تر خود را فداي قطعه مهندسي مي نمايد در واقعي پيل گالوانيك ايجاد شده است .(شكل 17)
شكل 17- تصويري از يك مدار آند فدا شونده مقدار مورد نياز آند فدا شونده و سطح مقطع آند به طول مدت زمان حفاظت و جريان لازم طبق قانون V=IR دارد. فولاد گالوانيزه كه روكشي ازروي را برخوردار دارد يك مدار آند فدا شونده است . در جدول (3) چند نوع آند قرباني شونده به همراه مشخصات آنها وجود دارد. جدول 3- مقايسه انواع آندهاي فدا شونده
بين آندهاي قرباني شونده ، منيزيم متداول ترين است . اگر چه راندامان آن پايين است ( حدود 50 درصد) ليكن اين كمبود با پتانسيل بسيار منفي آن جبران شده و در نتيجه جريان بالايي بدست ميدهد. طريقه ايجاد حفره براي قرار دادن آند فدا شونده همانند حفره براي ايستگاه هاي اعمال جريان خارجي است. با اين تفاوت كه مواد پشت بند براي اين نوع حفره كاملا مخصوص بوده و با فرمول تجاري توليد مي شود. همچنين كابل خروجي از آندهاي فدا شونده بايد به طور مستقيم به سازه فلزي متصل گردد. خوردگي در اثر جريان هاي سرگردان Stray Current
بدترين خوردگي كه براي فلزات كار گذاشته شده در خاك بوجود مي آيد . در محل هايي است كه جريان هاي الكتريكي سرگردان وجود دارد . چون مقاومت ويژه خاك ها حتي وقتي داراي آب باشند زياد است . بنابراين جريان هاي الكتريكي داخل زمين از طريق فلزات كارگذاشته شده درخاك كه مقاومت كمي دارند عبور خواهد كرد . جريان سرگردان زماني مي تواند موجب خوردگي لوله گردد كه از يك قسمت از لوله وارد واز قسمت ديگر آن تخليه شود و در حقيقت مدار جريان كامل گردد . نقطه ورود جريان سرگردان كاتد و نقطه خروجي، آند پيل خوردگي خواهد گرديد . از منابع ايجاد جريان سرگردان مي توان به موارد زير اشاره كرد: وجود سيستم حفاظت كاتدي در لوله هاي مجاور لوله مورد تهاجم استفاده از جريان مستقيم در عمليات حفاري عمليات جوشكاري با استفاده از جريان مستقيم سيستم هاي قطار برقي زير زميني و نظاير آنها و همچنين ميدان مغناطيسي زمين در اطراف لوله تهاجم نيز تاثير گذاشته و اختلال ايجاد مي كند. جريان هاي سرگردان در 3 دسته طبقه بندي مي شوند: 1- جريان هاي مستقيم 2- جريان هاي متناوب - جريان هاي تلوريك ( Telluric )
شكل 1- خوردگي در اثر جريان هاي سرگردان خوردگي جريان هاي مستقيم : به طور معمول جريان هاي سرگردان مستقيم ، داراي 3 منبع هستند ايستگاه هاي حفاظت كاتدي ، سيستم هاي حمل ونقل و معدني ، خطوط انتقال برق فشار قوي كه در اين ميان سهم اصلي متعلق به سيستم هاي حفاظت كاتدي است. مشكل اصلي در طراحي سيستم هاي حفاظت كاتدي ، وجود تقاطع خطوط لوله و سازه هاي فلزي مي باشد كه غالبا در زمان طراحي به علت عدم آشنايي با محيط كار و يا عدم پيش بيني هاي لازم توسط طراح ، جريان هاي سرگردان و تداخل در نظر گرفته نمي شوند و به همين دليل نتايج محاسبات تئوريك و آنچه كه در عمل اتفاق مي افتد متفاوت بوده و همچنان معضل خوردگي در اين قسمت ها وجود داشته و با تاثير سوء، تداخل به صورت تصاعدي رشد مي نمايد. بحث ايستگاه هاي حفاظت كاتدي با دو حالت مختلف مطرح مي گردد ۱- وجود لوله بيگانه در نزديكي حفره آندي ۲-تقاطع با لوله و خطوط محافظت شده
درحالتي كه تقاطع وجود دارد، يك لوله بيگانه از منطقه تحت تاثير پتانسيل مثبت اطراف يك حفره آندي سيستم جريان اعمالي عبوركرده و سپس در نقطه اي دورتر با لوله محافظت شده تقاطع دارد. پتانسيل مثبت زمين لوله بيگانه را تحت تاثير قرار داده و در يك محدوده خاص موجب دريافت جريان توسط لوله مي گردد اين جريان بايد به جايي رود كه مدار الكتريكي كامل شده و به قطب منفي ترانس ركتيفاير بازگشت نمايد. جايي كه تخليه جريان از لوله بيگانه صورت مي گيرد ( محل تقاطع ) لوله بيگانه خورده مي شود. شدت تاثيرات به ميزان ولتاژ اعمالي حفره آندي و دوري لوله بيگانه بستگي دارد . به اين معني كه ولتاژ بالا و نزديكي زياد صدمه را بيشتر مي سازد در حالتي كه جريان دزدي (Pick Up ) لوله بيگانه خيلي زياد نباشد مي توان با اتصال دو لوله به هم مشكل را حل كرد و اين مسئله به ميزان ظرفيت ركتيفاير ما كه توانايي تحت حفاظت قرار دادن هر دو لوله را به طور همزمان داشته باشد، دارد. ( شكل 2 ) اما در حالتي كه لوله بيگانه در نزديكي حفره آندي يك سيستم حفاظت كاتدي بوده اما با لوله حفاظت شده تقاطعي ندارد : در اين حالت لوله بيگانه تحت تاثير ميدان تحت الشعاع حفره آندي با پتانسيل مثبت قرار مي گيرد و جريان از هر دو سوي لوله بيگانه به صورت "از انتها" ( Endwise ) انتقال مي يابد . اين جريان سرگردان ، لوله بيگانه را در نقاط بيشتر و دورتر ( مانند منطقه اي كه مقاومت خاك پايين است ) ترك كرده و جهت كامل شدن مدار الكتريكي به سوي لوله حفاظت شده و در نهايت به ركتيفاير انتقال مي يابد . در صورتيكه در حالت قبلي اين جريان در نزديكي محل تقاطع متمركز مي گرديد. راه حل درست اتصال كابل از لوله بيگانه به قطب منفي ركتيفاير مي باشد تا لوله بيگانه نيز تحت حفاظت قرار گيرد تا مدار الكتريكي از طريق اين كابل كامل شود. اگر حفره خيلي نزديك به لوله بيگانه باشد جريان گرفته شده توسط لوله بيگانه بسيار زياد خواهد بود و اين راه حل مناسب نمي باشد و در صورت امكان بهتر است محل حفره را عوض نمود. در زمين اطراف لوله تحت حفاظت كاتدي يك گراديان پتانسيل وجود دارد كه باعث القا جريان از زمين به لوله مي گردد. اين گراديان بر عكس گراديان پتانسيل يا منطقه تحت تاثير اطراف حفره تخيله جريان مي باشد . اين به آن معناست كه زمين در نزديكي لوله نسبت به زمين دورتر منفي خواهد شد. شدت ميزان تحت تاثير لوله حفاظت شده تابعي از مقدار جريان ورودي در واحد سطح به لوله مي باشد. جريان بيشتر شدت بالاتري ايجاد ميكند. براي لوله اي كه به خوبي پوشش شده باشد ، جريان خيلي كم است و در نتيجه گراديانت پتانسيل در اطراف لوله ناچيز است . ولي يك لوله بدون پوشش تحت حفاظت كاتدي مي تواند جريان زيادي بگيرد. يك لوله مجاور يا هر ساختار فلزي مدفون در تقاطع با لوله بدون پوشش حفاظت شده از ميان گراديان پتانسيل اطراف لوله عبور كرده و ممكن است هدف صدمات خوردگي قرار گيرد. به همين دليل لوله بيگانه بيشترين صدمه را در محل تقاطع با لوله بدون پوشش خواهد خورد. شكل 2 - خوردگي در اثر تقاطع با لوله و خطوط محافظت شده سيستم هاي حمل و نقل مجهز به DC مانند قطارهاي زير زميني نيز يكي از بزرگترين منابع جريان هاي سرگردان مي باشد . ولي امروزه سيستم رايجي نبوده و به استثناي جاهاي محدود مورد استفاده قرار نمي گيرد . سيستم هاي حمل و نقل DC همانگونه كه در شكل 3 ديده مي شود ، معمولا با تغذيه كننده عايق شده بالاسر كه به قطب مثبت ايستگاه برق متصل مي شود كار مي كنند . جريان اعمالي ( كه ممكن است تا هزاران آمپر هم برسد) با اتصال به قطب منفي ايستگاه توسط ريل بازگشت مي شود . بدليل اينكه قطار روي ريل زميني حركت كرده و كاملا بازمين عايق نشده است مقداري از جريان اعمالي وارد زمين شده و هدر مي رود و در مسير زمين به ايستگاه برگشت مي شود . خط لوله موجود در منطقه خط آهن مسير مناسبي براي انتقال جريان زمين مي باشد . به صورت ايده آل اگر تمامي جريان منفي بازگشتي توسط خود سيستم حمل و نقل بازگشت نمايد پديده جريان هاي سرگردان روي خطوط لوله عبور كرده از منطقه تاثيري ندارد . نزديكي حالت عملي سيستم به حالت ايده آل بستگي به تعميرات خط آهن دارد . خط آهن بايد روي قطعات سنگي كه داراي مقاومت داراي مقاومت نسبتا بالائي نسبت به زمين هستند احداث مي شود تا از اتلاف جريان جلوگيري شود.
شكل 3 - مثالي از سيستم حمل و نقل الكتريكي كه باعث بوجود آمدن جريان هاي سرگردان مي شود اخيرا احتمال بروز خوردگي در اثر نصب خطوط لوله انتقال برق فشار قوي DC روي خطوط لوله مورد توجه متصديان خطوط لوله زيرزميني قرار گرفته است. انتقال برق DC براي مسافت هاي دور مقرون به صرفه تر مي باشد. سيستم داراي دو واحد تبديل و اتصال به زمين كه در انتهاي هر كدام قرار گرفته است، مي باشد. ماداميكه بار دو نيمه سيستم ( به طور مساوي) تقسيم شده باشد . هيچ تبادل جرياني بين دو اتصال نبايد وجود داشته باشد . در غير اين صورت جرياني ناميزان بين دو محل اتصال زمين ايجاد مي گردد . جهت اين جريان بستگي به بالاتر بودن بار هر كدام از اتصالات دارد . اگر خطوط انتقال برق فشار قوي با اتصالات زميني شرح داده شده احداث شود، تاثير جريان سرگردان روي خطوط لوله گسترش مي يابد موثر ترين راه حل اين است كه حد الامكان فاصله اتصال زمين سيستم نسبت به خط لوله زياد باشد و محل قرار گرفتن اتصال زمين در جايي باشد كه كمترين مقاومت خاك را داشته باشد؛ كه اختلاف پتانسيل بين اتصال زمين و زمين دورتر را به حداقل رساند. جريان متناوبAC : شبكه هوائي انتقال برق متناوب ( فشار قوي) برخي مشكلات را بر روي خطوطه لوله ايجاد نموده است . اين مشكلات در جائيكه خطوط لوله در مسير عبور خود با خطوط هوائي انتقال برق متناوب( فشار قوي بيش از 110 كيلو وات) تقاطع داشته يا به صورت موازي در كنار يكديگر قرار گرفته باشند ظاهر مي شوند. در صورتيكه كابل زيرزميني با ولتاژ بالا از كنار سازه عبور كند ، لوله توسط تداخلAC باردار شده و همزمان با عبور جريان متناوب از كابل مقداري از جريان از طريق زمين به لوله منتقل مي شود و پس از گرفتن جريان توسط لوله در جاي ديگري از لوله خارج مي شود. جريان متناوب در كابل ايجاد شار مغناطيسي درهوا يا زمين مي كند كه اين شار باعث توليد جريان و ولتاژ متناوب در خط لوله ميشود . همچنين در نواحي از لوله كه در محدوده ميدان الكترومغناطيسي انتقال برق قرار دارند در صورتي كه لوله به زمين وصل شود . بار خازني بزرگي درلوله ايجاد مي شود. به نظر مي رسد اينگونه تداخل در لوله هاي بدون پوشش اتفاق نمي افتد . عوامل موثر در ميزان تداخل جريان در اثر برق متناوب به صورت زير خلاصه مي شود: 1- ولتاژ خط انتقال برق فشار قوي 2- نسبت هندسي خط لوله و كابل هاي هوائي 3- فاصله بين خط لوله و سيستم برق فشار قوي 4- مقاومت و كيفيت پوشش لوله 5- مقاومت خاك اطراف لوله 6- تعداد تقاطع و طول مسير موازي خط لوله خطوط انتقال نيرو جريان سرگردان منتج از اختلالات مغناطيسي Telluric : بعضي اوقات اختلالاتي در اندازه گيري پتانسيل لوله نسبت به خاك و يا جريان جاري در لوله در يك منطقه كه در آنجا هيچ نوع منبع جريان كه توسط انسان احداث شده باشد وجود ندارد، پديد مي آيد. علت آن معمولا در ارتباط با اختلالات مغناطيسي زمين است كه اصطلاحا به" طوفان هاي مغناطيسي" معروف است. در زمان فعاليت شديد لحظه اي خورشيد، فعاليت اختلالات مغناطيسي شدت مي يابد. جريان سرگردان منتج از اين منبع Telluric ناميده مي شود. علت تاثير روي لوله ممكن است با ايجاد و شكل گيري و سپس متلاشي شدن ميدان مغناطيسي زمين در ناحيه خط لوله در ارتباط باشد . در يك ژنراتور الكتريكي با عبور رساناي عايق دار از ميدان مغناطيسي ولتاژ توليد مي شود . مكانيزم كار اين است كه رسانا خطوط ميدان مغناطيسي را قطع مي كند اگر چه بعضي وقت ها اثر شديد است ، اما تاثيرات جريان Telluric روي لوله بندرت مدت طولاني دارد. در يك ناحيه خاص پديده جريان گيري و تخليه جريان در طول زمان متمركز مي گردد. كنترل خوردگي ناشي از جريان هاي سرگردان : بعضي از روش هاي براي كاهش يا حذف تداخل جريان هاي سرگردان عبارت از : حذف يا تقليل منبع جريان اتصال بين خطوط مهاجم و متاثر استفاده از آند هاي فدا شونده و نقاط تقاطع استفاده از پوشش و يا موانع الكتريكي ( Electrical Shields )
شكل 4 - استفاده از آند فدا شونده در كنترل جريان هاي سرگردان
شكل 5 -استفاده از موانع الكتريكي در كنترل جريان هاي سرگردان منابع : - مارس .ج. فونتانا : مهندسي خوردگي ، ترجمه دكتر احمد ساعتچي ، مركز انتشارات جهاد دانشگاهي واحد صنعتي اصفهان ، چاپ سوم پاييز 1380 - سيف. سيامك ، كرمي نوري. حسين : تحليلي از تداخل و جريان هاي سرگردان ، خرداد 1382 -Pierre R. Roberge: Handbook of Corrosion Engineering, McGraw-Hill, New York, 2000 -Metals handbook, 9th Ed, Vol 1, 1978, ASM, Metals Park Ohio -A.W.Peabody: Control of Pipeline Corrosion, national association of corrosion Engineers (NACE)
و تجربيات فازهاي ۹و۱۰ پارس جنوبي(عسلويه)
نوشته شده توسط امیری | دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388 و ساعت
9:24| لینک ثابت | موضوع: |
|
|